تبليغاتX
تراژدی حیات
چشمه ای جوشید و جریانی به راه انداخت

زيبايي از آن جوان است. اما براي جوان اين دنيا جز رويايي شيرين، از چيزي ساخته نشده كه شيريني اي ، جز غرق در ناداني نيست.

آيا روزي خواهد رسيد كه دانا ، با روياهاي شيرين جوان و لذت دانش همگام و همراه شود؟ كه براستي هيچ يك به تنهايي وجود ندارد.

آيا روزي فراخواهد رسيد كه طبيعت معلم انسان ، بشريت كتاب او و زندگي مدرسه روزانه اش باشد؟ هدف جوان از لذت ، اگر سزاوار آن باشد ، نمي تواند جستجوي تكامل باشد تا جايي كه دانش ، تا طلوع روز پيش رود.

 چه بسيارند پسران و دختراني كه قلبشان را غلاف شمشيرهاي تلخ ترين رخدادهاي آينده مي دانند، چون خود را با ناداني ، با تيرهاي زهر آلود و تيز زخمي كرده ، از خوشي و شادماني كناره مي گيرند

نوشته شده توسط صامت در ساعت 7:26 بعد از ظهر | لینک  |