تبليغاتX
تراژدی حیات
چشمه ای جوشید و جریانی به راه انداخت

شبي ديگر ، سرشار از شور وشعف دروني. همراه با حزني عجيب .
مسير را در اين شب تغيير دادم. مسير احيا را پيش گرفتم،اما !!! چه احيايي ؟بيدار خوابي؟عزاداري ؟ تلاوت؟ سجاده؟ .... نه ، هيچ كدام .
مسيري نو ، ولي تكراري.
احياي قلب . آري احياي  قلب، كه سوگند بر كتابش كه همين عمل است كه ارزش اين شب را از هزار ماه يعني عمر مفيد يك انسان بيشتر مي  كند. چه خوش احيايي!!
اما ، چگونه احيايش كرديم !؟ با شادي؟ با حزن؟ با كسب.. ؟ كسب چه؟

به راستي كه تنها راه احياي دروني قلب رجوع دادن آن به سر منشاء حقيقي علوم است و نوشيدن از آن چشمه.

دوش ، نوشيديم و نوشيديم. به راستس كه ،مي ِ ،  گوارايي بود، سرمست گشتيم در خرابات غريب اين شهر.

حتما با خودتون فكر مي كنين كه تا صبح نشستيم پاي كتاباي علمي و همين طوري يك ريز خونديم و خونديم. نه ما هم مثل تمام مردم مراسم عادي ايي داشتيم. همان رسومات هميشگي اما ، با اندكي تفاوت. البته  همين تفاوت ِ  كه اگر به آن توجه بشه حكوت عدل مهدوي شكل پيدا مي كند زيرا  همه ي بشريت به ذات خود پي مي برند و ربّشون رو مي يابند.

جوشن كبير، هزار نام براي خواندن دوست. هزار نام كه خود او سفارش كرد كه مرا با اين نامها بخوانيد.خواندن ظاهري اين نامها شايد بركات و تاثيراتي داشته باشد اما آنها فقط از روي لطف و كرم خداوند است ولي اگر هر اسم را با علم نجوا كني و با يقين بخواني دچار تحولي عجيب مي شوي

پناه بردن ما به سايه قران اگر با علم باشد اگر با آگاهي صورت گيرد ...
اما چگونه اين علم شكل ميگيرد؟

معارف الهي اهل البيت ، آگاهي لازم را در وجود انسان نسبت به هر فعلي ايجاد مي كند و حقيقتاً سر منشاء راستين وحي همين معارف است.حيف از ما كه خود را به يوغ استعمار مطالب غربي سپرده اييم و بي اطلاع از علوم وسيع و جامعي كه در اختيار داريم ،همين طور در جهالت به سر مي بريم ...

خلاصه كنم چون خيلي طولاني شد. انسان بايد در اين شبها خودش رو بمي راند تا دوباره زنده بشود وبه جايي برسد كه از ته دل فرياد بزند :

                                  

                               من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي رود

نوشته شده توسط صامت در ساعت 7:30 بعد از ظهر | لینک  |