ديشب تازه فهميدم كه قدر نعمت بزرگي مثل دوستام رو نمي دونستم.
وقتي ميبيني كه حال و هواي اينجا بهت نميسازه دوست داري پر بكشي پهلوي دوستاي خودت تا شاهد يه حماسه باشي.شاهد جرياني باشي كه غرق در جريان عظيم تري شده.
چند نفري از دوستان يادشونه كه شبهاي قدر سال پيش، چقدر برا من با صفا بود.
پستي كه در اين زمينه نوشته بودم محشر يود.
هيچ وقت اون بيت حافظ كه همراه پست،ضميمه بود يادم نميره.
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت با من راه نشين باده ي مستانه زدند
اما امسال حتي يك هزارم سال پيش هم حال و هوا نداشتم.
به قدري كه وسط مراسم شروع كردم به اس ام اس زدن به دوستام و بهشون حالي كردم كه چقدر دلم براشون تنگ شده.
برا مراسم فردا شب عازمم به ديار قديمي.
اميدوارم بتونم به نحو احسن از جمع دوستام استفاده كنم.
- اخيرا" بعضي از بچه ي مجازي خيلي دارن با ديد منفي بهم نگاه مي كنم.من كاري به نظرشون ندارم فقط مي خوام بهشون بگم كه هميشه يك درصد احتمال بدن كه دارن اشتباه فكر مي كنن.نرسه اون روزي كه پشيموني...!
پ.ن: ساقي واقعا شرمندم.اشتباه بدي بود،نبايد همچين اشتباهي ميشد ولي شما ببخش،لطفا".
پ.ن: درد كليه گرفتم ناجور،فك نمي كردم به اين زودي سنگ بسازه نامرد!
پ.ن: كاش ميشد يك روزه به اندازه بيست سال بزرگ ميشدي و به گذشتهات نگاه ميكردي و دوباره به سن نوجواني الانت برميگشتي تا از لحظه لحظه زندگيت استفاده كني.(هميشه اين حرفت يادم ميمونه)
پ.ن:بي انصافا هيچ كس نگفت شعر پست قبل چطوره!!؟
پ.ن:قدر پارسال (1)
پ.ن:قدر پارسال(2)
سحرگاهان عطش بر من بيفتاد
پياپي در پي رفعش ز من پاي
ز ِ هر شرب و مي اي بر جان زدم من
وليكن لحظه لحظه او بيفزاد
به دنبال شرابي ناب بودم
كه در جانم نداي " او" بيفتاد
...!!
ندايي عجيب از پس خلوتگاه ذهنم.كه مرا به سكوت مي خواند.
سكوتي دردناك در برابر ترسي عظيم.
پ.ن:همه دست به دست هم داده اند تا مرا قطعه قطعه كنند.
به قول استاد"مصلحتي در كار است"!!
-- تسبيحي سرخ به همراه تيله اي آبي.هديه ي باران
بعد از تحریر:امروز تولده تراژدیه!تولدت مبارک سیاه برگ من.
ميشه گفت به دعوت خلوت لیلا دارم بازي ميكنم.
چند وقت قبل همچين چيزي به ذهنم رسيد ولي همت نكردم.
الانم با ترس و لرز دارم اين عكس رو ميذارم.
همون طور كه در جريان هستين ما تازه اسباب كشي كرديم و توي اين اسباب كشي ميز كامپيوتر جا موند خونه ي قبلي!!:(
و چون من نبايد خيلي از اين جعبه ي خيلي جادويي استفاده كنم (به خاطر كنكور) خانواده به فكر يه مكان مناسب نيستن براش.
منم تسليم نشدم و تو اين وضعيت دارم باهاش كار ميكنم.
اينجا گوشه ي سمت راست اتاقه.پشت به پنجره ای که به یه باغ نسبتا" بزرگ باز میشه.
اون ديسكا همش مجازه، لطفا" فكر بد نكنين.تازه هنوز جعبه ي ديگه رو باز نكردم.لازمم نشده.
اون كيف زير كيبورد رو از بابا كش رفتم.آخه رو زمين نميشه تايپ كرد.رو كمر فشار مياد.
اگه مايل بودين يك سوم از كتابخونه ي اصليم رو ببينين بگين تا عكسشو بذارم.از كمد سه تيكه فقط تيكه ي وسطشو اوردم اين خونه.
در ضمن از اون ساب بوفر سمت راست مانيتور هيچ استفاده ي خاصي نميشه!!يه وقت نگين من اهل ...!!خدا مرگم بده!!اين چه حرفيه.
اون مداد گلي روي كيبورد هم عشق منه:)
اون گوشي تلفن هم بيشتر وقتا مشغوله!

پ.ن:دلم مي خواست مثل شیداب اديبانه شرح بدم ولي هم حالشو ندارم هم بلد نيستم:)
پ.ن:اگه عكس باز نشد اين لينكش
۱-تصورت اينه كه در استقلال فكري به سر ميبري.
حس مي كني كه ديگه تاثيري از اطرافيان نميگيري.
تقريبا" اطمينان داري كه داري راه درست رو ميري.
ولي در عرض چند دقيقه مي فهمي كه تمام تصوراتت پوچ بودن.
اگه تاثير نمي گرفتي الان بغض خفه ت نمي كرد.
2-برگشت گفت من روزه نمي گيرم، من كافرم!!!!بهش گفتم اگه قرار باشه تو كافر باشي من شريك خدا هستم.
هميشه سعي كردم ازش الگو بگيرم.رفتارهاي انساني كه تا به حال ازش ديدم كمتر كسي انجام ميده.
اين چيزا نميتونه تصور منو نسبت بهش عوض كنه.
3-چپ و راست دارن حرف ميزنن و تو گوشم مي خونن.
همش ميگن ما تصورمون اينه كه شما با اين روند سال آينده اين موقع داري گريه مي كني.ميگن امكان نداره تو موفق بشي!!!آخه يكي نيست بگه كه مگه شما برنامه ي درسي منو ديدين!!مگه شما ميدونين كه من الان هفته اي چند ساعت مي خوابم!؟
4-تو فكر اينم يه زير زمين پيدا كنم تا بعد از كنكور بچپم توش و از شر همشون خلاص بشم.از شر همشون.بيش از حد دارم كنايه و زخم زبون مي شنوم.
5-كمتر ميام نت.يعني همين رو هم به زور ميام.احتمالا" از اين بع بعد مجبور باشم برم كافي نت چون اين سيسنم قراره جمع بشه.موبايل هم طبق مصوبات جلسه اي كه من توش نبودم قراره مصادره بشه.
6-هيچ چيز برام مهم نيست.فقط دلم برا محمد امين ميسوزه كه با رتبه ي14 نتونست بره دانشگاه.از جون مايه گذاشته بود.
7- دلم برا بعضي از دوستام تنگ شده.با هيچ كدوم خداحافظي نكردم و تا الان حتي يك نفر هم بهم زنگ نزده كه بگه كجا يهو غيبت زد!!؟
8 -("هبوط فرجام نسيان آدمي است")
9-اينجا دنبال يه دونه دوست مي گردم.فقط يه دونه!(برا درس خوندن و ورزش)
دل خوشم به اس ام اس افرادي كه براشون ارزش زيادي قائلم.وقت و بي وقت!
دل خوشم به اينكه مي دونم هيچ كس منتظرم نيست
دلم خوشه به اينكه دوستام دارن روزي 14 ساعت درس مي خونن و من نهايتا" روزي نيم ساعت مجله مي خونم.
دل خوشم به اينكه ديگه مثل قبل نمي تونم شعر بگم و بنويسم.
دل خوشم به دلخوشيه چندتا از دوستاي مجازي.
دل خوشم به اينكه دوست خوب و عزيزي مثل ليلا بابايي نصيبم شده.
دل خوشم به اينكه تا چند هفته ي پيش بالاترين سطح ارتباطات رو داشتم ولي با يه تعويض مكان ديگه هيچ ارتباطي ندارم.
دل خوشم به اينكه يه نفر ديگه به جاي من رفت و تو مجلس كشوري سخنراني كرد و برام مهم نيست كه حق منو خوردن.
دل خوشم به اينكه به همه چيز بي تفاوت شدم.
دل خوشم به اينكه نزديك چند ماه ِ تو دفترم چيزي ننوشتم.
دل خوشم به اينكه دارم روزه ميگيرم
دل خوشم به اينكه تونستم اينقدر خودمو قوي كنم كه اگه خود پاپ هم بياد باهام صحبت كنه دين اسلام رو كنار نمي ذارم.
دل خوشم به اينكه اين روزا تو اين شهر كوچيك تنها دلخوشيم خوندن وب دوستامه و خوابيدن.
دل خوشم به اينكه اينجا يه كتاب فروشي خوب نداره!
دل خوش ميشم وقتي ميام خونه و ميبينم اتاقم مرتب شده
دل خوش ميشم وقتي يه نفر مزاحمم ميشه چون چند ساعت وقت دارم تا از تنهايي در بيام.
دل خوشم وقتي هر كاري كه بخوام نمي تونم انجام بدم
دلخوشم كه يك ساله كوه نرفتم
دل خوشم از اينكه تمام تجهيزات مورد نيازمو ريختم دور.به دردم نمي خوردن اينجا.حتي اون اسپري جديده كه شروين برام اورده بود.
دل خوشم وقتي ميبنم نمي تونم پاي تلويزيون وقتمو صرف(هدر)كنم(بدم).
دل خوشم وقتی تو خیابون دعوا میشه و من نمیرم وسط تا جداشون کنم.وا میستم کنار و با لذت تماشا میکنم.
دل خوشم وقتي تعداد نظرات خصوصيم نجومي ميشن ولي نظرات عمومي به ده تا هم نمي رسن.
مثل لیلا:دل خوشم به خاطر چیزایی که نمیشه اینجا گفت.
آقا جان من دل خوشم!!حرفي دارين!؟!؟؟!
دلم مي خواد الكي دل خوش باشم.
اينو كه ديگه نمي تونين ازم بگيرين!!
شما هم اگه يه دوست خوب مثل ليلا بابايي داشتين الان از دل خوشي بال در اورده بودين.
كسي رو ندارم كه دعوت كردن من براش مهم باشه،برا همين خودمو خراب نمي كنم و كسي رو دعوت نميكنم.
فقط فرزانه جان شما اگه دوست داشتي و وقت كردي بنويس.
بعد از تحرير:الان ديدم ليلا بابايي خودش فرزانه رو دعوت كرده:(
پ.ن:هيچ كس رو ندارم دعوت كنم.هر كسي خواست بنويسه.
پ.ن:اسنفر رو دعوت نمي كنم چون درس داره.
پيش درآمد:
حدود پنج سالي ميشه كه دارم وبلاگ مي نويسم.
با موضوعات مختلفي تا الان نوشتم.
همشون تا الان يه مطلب مشترك داشتن،هر زمان ايام رمضان ميرسيده من يك سري توصيه هاي طبي ميذاشتم برا دوستان.
امسال هم طبق سنوات قبل اين رسم برگزار ميشه.
هنگام روزه گرفتن يكي از چيزايي كه خيلي انسان رو تحت فشار قرار ميده تشنگي هست.
اين قضيه خيلي منو اذيت ميكرد،اون سالها چون مجبور بودم ورزش زياد بكنم تشنگي عذابم ميداد تا اينكه استادم يه چيز خيلي خوب يادم داد.
از زماني كه اين شربت رو درست مي كنم تا الان يادم نمياد تشنه شده باشم.(چه در رمضان و چه در تابستان)
امام رضا عليه السلام تو يكي از رسائل طبي به مامون اين شربت رو آموزش ميدن.
ماءالعسل: (خيلي ها بلدن)
سحر كه پا شدين غذا ميل كنين بعد از صرف غذا يه ليوان بزرگ بردارين.يك قاشق پر عسل بريزين توش.
مقداري آبجوش بريزين توش و عسل رو حل كنين.وقتي عسل كاملا" حل شد نزديك به 20 قطره آبليموي طبيعي بهش اضافه كنين(مي تونين بيشتر هم بريزين)
بعد از اين كار اگر مايل هستيد سرد مصرف كنين آب جوشيده ي سرد شده (ماء الفاطر) بهش اضافه كنين و اگر هم مثل من نوشيدني داغ زياد مي خورين مي تونين آب جوش بهش اضافه كنين.
اين شربت واقعا" رفع عطش ميكنه.خيلي هاتون مشهد اومدين و كوه سنگي مشهد رو ديدين.اون زمان برا تمرين بايد سر ظهر ميرفتيم بالاي كوه سنگي و حركات رزمي رو اونجا انجام ميداديم.با خوردن يك شيشه ماءالعسل ديگه مشكل تشنگي رو در ماه مبارك نداشتيم.
اما يه توصيه برادرانه،خواهرانه،طبيبانه،صامتانه،همه جورانه:
لطفا در سحر برنج نخورين،آي اونايي كه سنگ كليه دارين برنج برا شما سم محسوب ميشه.
مي تونين نشاط و شادابي و تشنگي خوتون رو بعد از وعده هاي غذايي كه برنج مي خورين با بقيه ي زمانها مقايسه كنين.
آخرين توصيه.
وقت افطار بعضي ها رو ديدم كه با غذا دوغ سرد،شربت و اينجور نوشيدني هاي سرد ميل مي كنن.
پيامبر اكرم در چند مورد خطاب به خانواده و اصحابشون فرمودند كه با آب گرم(جوش) افطار كنيد،پزشكي روز دنيا هم اين نكته رو تاييد ميكنه كه خورد نوشيدني سرد هنگام افطار عواقب خطرناكي مثل انسداد روده داره.اگه بتونين با آب جوش (چاي سبز) افطار رو صرف كنين حرف نداره
سرتون رو درد اوردم:)
ببخشيد.عادتمه.
رمضان مبارك.
پ.ن:بعد از خوردن سحري سعي كنين تا طلوع آفتاب مطالعه كنين(بين الطلوعين)باور كنين در اين زمان 100% مطالب به ذهن انسان مي چسبه و يك زمان طلايي محسوب ميشه.
برو بمير وقتي عصر جمعه حتي كسي رو نداري بهش اس ام اس بزني!
برو بمير وقتي عصر جمعه جايي رو نداري كه بري!.
برو بمير وقتي كه بهت اجازه نميدن به كتاب خونت دست بزني!
برو بمير وقتي ميبيني كه پس اندازت ناگهاني به ته رسيده!!
برو بمير وقتي نمي توني حرف دلتو بزني
برو بمير وقتي نمي توني به ميل خودت به يه ديدار بري
برو بِمير وقتي اينقدر تنهايي...
نمي دونم از كجا شروع كنم.
كلي حرف برا گفتن دارم.كلي درد دل.كلي جريانات كه تو اين چند هفته اتفاق افتاده.
شايد تو اين مدت كوتاه بزرگترين جريانات آينده م مشخص شده.
تصميمات مهمي گرفته شده.
تغريبا" ميشه گفت 10% جريانات با ميل من اتفاق افتاده.
امشب بعد از مدتها نشستم پاي سيستم.تو جريان اساس كشي هاردش مشكل دار شده،احتمالا" به زودي بسوزه.
برا نوشتن اين پست خيلي فكر كردم ولي الان هيچي يادم نمياد.
به وبلاگ همه سر زدم،بعضي ها تو اين مدت خيلي شاهكار كردن؛مطالب زيبايي نوشته بودن،اول از همه استادم ليلا و بعد هم شيداب عزيز.
ساقي هم مثل هميشه با گلچين هاي زيباش كولاك ميكنه.
نمي خوام از همه اسم ببرم ولي به همه سر زدم.
چند روز پيش از طريق موبايل برا وب فرزانه نظر گذاشتم، الان يادم رفت ببينم ارسال شده يا نه!!
ازاين به بعد كمتر ميام نت.
دارم برا كنكور مي خونم خير سرم!!!!!!!!با اين جريانات و وقت كشي ها و از همه مهم تر مهاجرتمون به اينجا اميدي به قبولي ندارم.برا رضاي خدا دارم مي خونم فقط!:)
تو اين مدت غيبت حال و هواي وبلاگاتون رو از ليلا مي پرسيدم،هيچ وقت از ذهنم بيرون نمي رفتيد.
پدر بزرگ كه فوت كرد مشغله ها بيشتر شد.
بالغ بر هزارتا مقام لشكري و كشوري چرتو پرت و بيكار برا عرض تسليت دارن هر روز مزاحم ميشن!!:( بابا جان همون اس ام اس تسليت كافيه!!لازم نيست از فرانسه پاشي بياي تسليت بگي!!
سر انگشتي حساب كردم ببينم تو اين مدت چه مبلغي برا عرض تسليت خرج شده!.اعم از روزنامه و اعلاميه و پارچه، تاج گل،تماساي داخلي و خارجي!!به مبلغي رسيدم كه مخم سوووووت كشيد!!واقعا اسرافه.
حدود000/000/65 تومان
تصميم دارم دوباره دوچرخه سواري رو شروع كنم.صبحاي اينجا واقعا" محشره.
از قديم ميگن : اصباح نيشابور و خفتن بغداد :D
خوب فكر كنم بسه ديگه.
ايشالله در اولين فرصت يه مطلب درست و حسابي ميزارم.
به خاطر همه ي ابراز همدردي ها و عرض تسليتها ممنون،ممنون،ممنون.
پ.ن:شرمنده به دليل كمبود وقت نشد الان براتون نظر بزارم.
پ.ن:برا اولين بار دوستام اغفالم كردن و شب رفتيم قبرستان،رفتيم تو اتاقك قبرا و كلي ترسيديم.بيش از حد آرومم كرد.توصيه مي كنم برا يه بارم كه شده قبل از مردن تو قبر دراز بكشين و بگين روتون يه مقدار خاك بريزن.


