تبليغاتX
تراژدی حیات
کنکوری ها!!بشتابید.
بلد نیستم از این تیزرهای تبلیغاتی بنویسم.ولی انصافا" بشتابید!

میخوام صادقانه چندتا از نکاتی که تجربه کردم و به دردم خورده رو بنویسم.

همشون تجربی هستن ولی میدونم که نسبی نیستن.(هرگونه تشابه نظریه هم اتفاقی است)

دوستان هم سن من اینجا زیاد میان.بیشترمون درگیر یه مانع بزرگ و خشن به نام ک.ن.ک.و.ر (لعنه الله علیه)هستیم.اگه بشینیم و یه مقدار صادقانه با خودمون کنار بیایم میتونیم به بهترین شکل ممکن از خودمون راضی باشیم و از این دوره لذت ببریم.

به صورت تیتر وار چندتا از نکات رو مینویسم.(همشو خودم انجام دادم که دارم مینویسما!نگین شعاره)

 

 

۱-بیخیال حرف بقیه بشین و به همه بگین که درس نمیخونم(اقوام)!!وقتی تو جمع دوستان(کلاس) هستین طوری تظاهر کنین که نکته ای رو از قلم ننداختین و همه چیزو چند دور کردین.همه رو ناامید کنین و بگین کم میارن.بگین که رتبه ی یک هستین.< مثل من منافق بشین:)>

۲-تمام کتابهای غیر درسی رو بریزین تو یه دخمه که دست پیدا کردن بهش زحمت داشته باشه.(همه ی کتاب های غیر درسی!!از قلم ننداز) + تمام فیلم ها و مجلات.

۳-اگه مثل من مشکی پوش هستین تیپو عوض کنین.طی یک اقدام انتحاری رفتم و چندتا رنگ روشن گرفتم.سبز پسته ای رنگ خوبیه!!همینطور سوسنی.

۴-اگه مثل من ادکلن و عطر تیز استفاده میکردین عوضشون کنین.من یه اسپرت آدیداس با یه مجلسیه کربن رو توصیه میکنم!!بی نظیرن.<بی نهایت هم مقطوع هستن>

۵-تا حد امکان از موبایل دور بشین.اگه میتونین سری گوشیتون رو تنزل بدین تا برسین به پایین ترین سطح ممکن.(من هنوز این بندو خوب انجام نمیدم اما تنزلش دادم)

۶- نسبت به چرندیات مشاورین عزیز بی تفاوت باشین و خودتون حساب شده برا خودتون یه برنامه بریزین.شما که ریاضی میخونی!!باید ۲۱۰۰ صفحه کنکور بدی!!اگه از الان تا عید روزی ۲۱ صفحه بخونی یه دور کامل کردی!!!در کنارشم خلاصه برداری. دور بعدی رو میتونی تو ۲۷ روز انجام بدی.بچه های تجربی ۳۵۰۰ صفحه و انسانی هم ۶۲۴۰ صفحه!!! با این شیوه ۷ دور کامل میکنی!!

۷-سعی کن امسال واسه خودت یه تکیه گاه معنوی و عاطفی جور کنی.از خدا گرفته تا انواع اف(بی.جی)!!!فقط یک نفر!!!باید بتونه کنترلت کنه.به نحو احسن.

۸-سعی نکن فیلم بازی کنی و ادای درس خوندن در بیاری.مرد باش!!

۹-با برنامه مغزتو عادت بده.اگه حال نداری فقط کتابو بذار جلوت و ورق بزن.نیاز به استراحت هم داری پس طوری درس بخون که ۱۰ روز وقت مسافرت اضافه بیاری!!!(اتیکه ی اول این بند شعار بود)

۱/۹-گور بابای هرچی سهمیه بندی و مناطق و این چرت و پرتا!!!بشین پای کتابت.این رتبه ست که همه چیزو معلوم میکنه.

۱۰-... ..... ... ........... .. ..... ........ .. ... ........ ..... .......... ....... .. (این فوت استادیه!!مخصوص ما رتبه یکا!!به درد شماها نمیخوره!شما همون موارد قبلی براتون کافیه) <رجوع شود به بند ۱>

 

پ.ن:فکر کنم متفاوت ترین پست تراژدی همین پست باشه.(حالم خوش نیست)

 

 

+نوشته شده در جمعه 1387/09/29ساعت9:12 بعد از ظهرتوسط صامت |
پیمانه کش میکده ی خم غدیرم...
به چهار نفر این چند جمله ی کوتاه رو گفتم.
فقط یک نفر جواب درست این درخواست رو بهم داد.و مطمئنم که فقط همین یک نفر انجامش داده

این بود درخواستم:

همین الان برو جلو آینه و از طرف من پیشونی خودتو ببوس.فقط پیشونی!

 


چیز بدی خواستم!!عذرمیخوام که چند روزه غیبت داشتم.هارد سیستمم سوخت درگیر درست کردنش بودم.آرشیو چهار ساله ی عکس و مطالبم از بین رفت!!!

راستی جناب "من" باور کن  منظور نظراتت رو نمیفهمم.

عید همگی مبارک.

 

اینم تله پست غدیر.

جلو آینه واستاده بود.کف دستش پر از چسب مو بود.حسابی به موهاش رسید.اینقدر که برق میزدن.

ولی اصلا حواسش نبود اون یه نفر دوست داره دستاش تو موهای اون آروم بگیرن.

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/27ساعت10:10 قبل از ظهرتوسط صامت |
عيدانه ي سنگ



و تو

مفهموم اشك ريختن به من آموختي،

چه عرف سنگي؛

حتي نميتوانم به رسم آموزگاري ات

دستانت را ببوسم...

+نوشته شده در سه شنبه 1387/09/19ساعت2:11 بعد از ظهرتوسط صامت |
لبيك آرزوها

تا حس نكني باورت نميشه.

الان كه گزارشش داشت پخش ميشد دلم لرزيد.

راست ميگفت گوينده ي تلوزيون.اگه اشتباه نكنم خليلوند بود كه گزارش ميداد.

زانوهات ناخوداگاه بي حس ميشن.دوست داري به خاك بيفتي.

با خودت شرط كردي كه لحظه ي اول واستي و خوب نگاش كني،كلي آرزو تو دلت آماده كردي،كلي حرف آماده كردي كه همون لحظه بهش بگي.

ولي...

از پله ها كه ميري پايين متوجه تغيير فضا ميشي.حست بهت ميگه هوا سبك شده.هوا ديگه مثل هميشه نيست،دوست داري نفس بكشي.

يه نفر بهت ميگه سرتو بيار بالا.

ميترسي.

دوباره آرزوهاتو تو ذهنت مرور ميكني.ديگه آماده اي كه بهش نگاه كني.

آروم سرتو مياري بالا.

كلي آدم سفيد پوش روبروت دارن راه ميرن.

تو يه لحظه اتفاقي برات ميفته كه هيج توجيح عقلاني و رواني نداره.

زبونت بند مياد.

ذهنت پاك ميشه.

در يك چشم به هم زدن ميبيني كه رو زمين افتادي.

تا قبل از اون از سجده خسته ميشدي ولي الان دوست نداري بلند بشي.

اصلا نميفهمي كه كي اشكات صورتت رو خيس كردن.

اگه كسي شونه هاتو نگيره بلندت كنه ساعت ها تو همين حال ميموني.ميترسي كه سرتو بياري بالا و دوباره جادو بشي.

بلند ميشي.تو همون جايي كه سجده كردي بودي تكبير ميگي.

زيباترين نماز عمرتو تجربه ميكني.

دوست نداري تموم بشه...

ساعتها بعد يادت مياد كه كلي آرزو داشتي!!به خودت ميخندي كه چقدر پست فكر ميكردي.

پ.ن:الان تلويزيون داشت انتفال زائران رو از عرفات به مشعر نشون ميداد/خيلي دلم گرفت.بدجور هوايي شدم.بهتر از اينجا برا خالي شدن پيدا نكردم.

پ.ن:پشيمونم كه چرا اون روزا قلم دستم نگرفتم.

+نوشته شده در یکشنبه 1387/09/17ساعت8:2 بعد از ظهرتوسط صامت |
جنجال سکوت فکر.

دل پر ترديد و عزم خالي از قدرت

استواري كجاست!!گم شده شايد...

دل ديگر نميلرزد از سوزِ شوق عبادت.

جان ديگر غليان نميكند براي لحظه ها...

چشم ها ديگر شسته شده نمي بينند!!

گوش ها با بهانه هاي تلخ ميشنوند، دروازه وار!

ذهن در هياهوي آهنربايي قوي در آستانه ي گسستگي؛شايد شكستن است.

محركي كه انگيزه باشد مي جويم///

جوييدنم بي فايده،چرا كه اين اطراف پاك ها در انزوا هستند.روي ميتابانند.اخم ميكنند و گاهي سرفه...

و آنان كه ادعا مي كنند عرصه گراني بيش نيستند در جويش ريالي سبز.

جامعه غرق است در جنجال سكوت فكر.

جالب آنجاست ،آنها كه از سكوت خسته شده اند بيم شكستنش را دارند.

همه سردشان است اما لب باز نميكنند.

خنده هايي دروغين بر لبشان و آرزوهايي واهي...

دم از زيبايي و شستن چشم ميزنند.

اين است رسم پاك آريايي!!!

حرمت خنده و تظاهر را ارزشمند ميداريم براي بيگانه.

پس نميشكنيم سكوت را.

چه رسم سياهي!!خود بيگانه مانده ايم و آنها...



پ.ن: تولدت مبارك.

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/14ساعت7:51 بعد از ظهرتوسط صامت |
جو!(اين پست قرار بود ديروز گذاشته بشه اما شبكه قطع بود)

نوشتن دشوار و ننوشتن دشوارتر.حكم طبع بر رفاه است پس نوشتن بر ما واجب.

خواجه گرچه حيران اما روشن است به علائم زمان و گرچه بي هوش اما زنده است به ديوان معلوف و قطره اي سرخ در آن.

برويم سر اصل مطلب تا خواجه را فراغت بال حاصل گردد و ...

 

ببخشيد!!علت داشت اين دو خط اول.

ديروز اتفاق جالبي برام افتاد.كلاس نقد ادبي و عروض قافيه بودم.رسم كلاس بر اين بود كه قبل از ورود مرشد بايد بيت يا مصرعي بر روي سياه تخته نوشته ميشد و بعد از ورود مرشد با هدف مرور مباحث مورد بررسي قرار ميگرفت.

از قضا قرعه به نام خواجه صامت افتاد و وي اينگونه تك مصرعي از طبع خود نگاريد:

 

به اميد روزي،كه مرا انديشه ي پدارم سرايت بكني!

 

 

در جمع كلاس كس به ميل شاعري او اطلاع نداشت و همه را در عجب اين مصراع گونه تا مرشد وارد شد!

نگاهي به جمع مسكوت انداخت؛ روي را باز گرداند و لحظاتي غرق در مصراع گشت.بنا به عادت مرسوم نامي از خداوندگار عالمين برد و آغاز نمود.

 

فرزندم تو گويا بنا را بر مرور نقد تاريخي گذاشته اي كه اين بيت صفوي را نوشته اي!!

گفتم:شما بررسي بفرماييد.شعر خيلي هم تاريخي نيست.

 

خلاصه!!شروع كرد به صحبت.

نميخوام سرتونو درد بيارم ولي نتيجه ي پاياني اين بود كه:

شعر نوشته شده در سبك خاقاني و پيچيده است.شاعر قصد تفخر به معلومات ادبي خود كرده است و نميخواسته است عاميانه بسرايد!! لپ كلام اينكه دوران اين شعرها گذشته و اين روزها كسي ديگه نميتونه شعر اينطوري بگه.

 

اجازه خواستم و رفتم بالاي سكو.

كل شعر رو روي تخته نوشتم!!ا

زيرش هم تاريخ سرودن شعرو نوشتم و ثبت كردم صامت!

در گوش استاد گفتم اين صامت همين كسيه كه داره باهات حرف ميزنه.در سنه يك هزار و سيصد و هشتاد و هفت خورشيدي!!

چند دقيقه فكر كرد بعد گفت.

بايد بروم و مطالعه كنم.تا يك ماه به كلاستان نمي آيم.امروز چيز جديدي ياد گرفتم.

 

همه مبهوت موندن كه چي شد!!

فكر كنم شما هم همينطورJ

 

 

 پ.ن:شعر بالا تو آرشيو هست.حال ندارم بنويسم اگه خواستيم بگين تا بذارمش.(بسوزه پدر مرام)

پ.ن:موندم چطوري ميتونم يه چيزو ثابت كنم!!اصلا نميدونم چيرو بايد ثابت كنم!!!!

 

+نوشته شده در شنبه 1387/09/09ساعت1:58 بعد از ظهرتوسط صامت |

Malwarebytes

چند وقت بود كه درگير يه دونه ويروس عجيب اينترنتي بودم!!كلافم كرده بود.

اينترنت اكسپلورر از كار افتاد!!پروكسي ها از مدار خارج شد.فونت ها ريخت به هم!!

همه چيز رو داشت داغون ميكرد.حتي بدون استفاده از يوزرهاي ديگه ي سيستم، بهشون نفوذ كرده بود.

از نرم افزار avg كمك گرفتم.فايده نداشت!!رفتم ديدم تو طبقه بندي آنتي ويروس ها  aviraرتبه ي اول رو داره!!گرفتمش،اون هم فايده نداشت كه نداشت!!هر روز به روزشون ميكردم ولي اثري حاصل نميشد.

ديروز تو يكي از فاروم هاي نرم افزار ديدم اين ويروس بهترين ويروس سال2008 انتخاب شده!!

عملكرد ويروس به نوعي بود كه هشدار خطر امنيتي ميداد و با بهانه ي اسكن كردن تمام پروسس ها رو تغيير ميداد.

جوياي آنتي ويروس مخصوص شدم كه بالاخره به نتيجه رسيدم.

معرفيش ميكنم چون احتمال ميدم بيشتر شما درگيرش باشين.

اين نرم افزار مخصوص اين نوع ويروس هاست!1من فكر ميكرم كه فقط يكدونه ويروس وارد سيستم شده ولي بعد از اسكن با اين نرم افزار 47 فايل نفوذي مشخص شد!!به اصطلاح دوستان فكّّم يويو شد!!!

ميتونين از سايت" دانلود دات كام" پيداش كنين.احتمالا تو "پي 30 دانلود" هم باشه.

 

Malwarebytes

' Anti-Malware

معروف به :  mbam

 

اميدوارم كه لازمتون نشه!!

 

يكي از دوستان دوباره بهم تذكر داد كه فلاني تو خيلي مغرور هستي!!چرا فكر ميكني خيلي بارته؟!!!چرا براي هر سوال من يه چواب داري!!چرا هميشه سعي ميكني نظر تخصصي بده.

ميخوام از همين جا و از همين جايگاه اعلام كنم كه من داناي كل هستم!!به من چه كه تو اندازه ي توله بز خونه زن دايي خاله ي باباي من اطلاعات نداري!!برو خودتو رشد بده چرا چشم ديدن بقيه رو نداري!!!

آقا جان من توانايي دارم به هر سوالي تو هر رشته اي جواب بدم!!تو هم برو فلسفه بخون تا اينطوري بشي!!من عصباني هستم.

+نوشته شده در شنبه 1387/09/02ساعت7:28 بعد از ظهرتوسط صامت |