میشینی یه گوشه ی سیاه
آروم زانوهاتو بغل میکنی!
یه استکان چای میذاری کنار دستت.
یواش یواش شروع میکنی به فکر کردن.
یک هزارو چهارصد سال زمان کمی نیست!!
تو ذهنت مقایسه میکنی.خیلی جریان های بزرگ و اساسی توی تاریخ هستن که اهمیت های مختلفی داشتن.!از انقلاب کبیر گرفته تا تعویض ...
انواع جنبش ها و گروهک ها تلاش کردن تا یک جریان رو جاری نگه دارن.اعم از سرمایه دار و یقه آبی ها.
اما کدومشون تونستن بعد از هزار و چهارصد سال هنوز سر زبون ها باشن!؟
یه معادله ی ذهنی و ساده!فقط باید با خودت صادق باشی و حرف دلتو گوش کنی.
بعد از ۱۴ قرن هنوز داره واسه این حماسه جریانهای متفاوت موج میزنه.
کافیه به خودت بگی: این انقلاب چی داشت که بعد از ۱۴ قرن هر سال پرشورتر ازش یاد میشه.
لازم نیست مسلمون باشی یا کمونیست!فقط با خودت صادق باش.
انقلاب عاشورا حتما" عاملی فراحسی و فرامعنوی رو هدف خودش قرار داده که اینطور...
ببین رفیق!!نمیخوام واست روضه بخونم فقط ازت چند دقیقه تفکر آزاد از تعصب میخوام.
بشین و ببین چطور میتونی همچین حماسه ای خلق کنی!!
یک استکان چای بذار کنار دستت.
فقط صادق باش.
پ.ن: من جای تو بودم از فکر کردن رو این جمله شروع میکردم/" تا کی باید واسه یه حماقت عزاداری کنیم!؟(با استدلال محکم یا خلافشو ثابت کن یا بپذریش) خودتو محک بزن رفیق.


