تو را با چشم می پایم
در آن هنگام کز رویت
شکر خندی شکفتد
یا در آن لحظه که دلبندی
تو را مسرور گرداند
تا که چون رعدی سبک اما درخشان
در پی ایام سرد و درد افکن
ذوب گردم, شاد گردم,ازصفای لعل رویت
چه شود آن لحظه...
به ندای دل من گوش کنی و تلخی
آن دو چشم مشکی
سوی من گردانی!
آن همان لحظه ایی است
که در این ظلمت فکر
آرزویش دارم.
تا همان لحظه ی شعف!
تو را با چشم می پایم...
پ.ن:امشب شبی ست عجیب.همه جا بوی روزهای قدیمی را میدهد.بوی...


