تبليغاتX
تراژدی حیات - تا تیر.
چشمه ای جوشید و جریانی به راه انداخت

حسابي خسته شدم،حسابي.

ديگه حالم از خودمم بهم مي خوره.

اگه بنويسم حال بقيه رو هم ميگيرم؛بهتره يه مدت ننويسم.اگه خيلي طول بكشه ،اوايل تيرماه ولي امكانش هست كه همين فردا به روز بشم!!(سعي مي كنم نشم)

اگه برسم بهتون سر ميزنم ولي لطفا" انتظار نداشته باشين.

حالم دوباره ناجور گرفته شده.

نمي دونم خدا چرا داره اينقدر منو بازي ميده و امتحان ميكنه ولي اميدوارم از مسيرم خارج نشم.

چند روز پيش يار قديمي رو اتفاقي از دور ديدم،دلم سوخت.آهي از ته دل كشيدم كه سنگ رو آب    مي كرد ولي نمي دونم چرا...!

سه سال لب به قرض و اين مزخرفات نزده بودم،امكان نداشت يه ماده ي شيميايي مصرف كنم!

چيزي به نام دفترچه بيمه برام معني نداشت!ورزشم ترك نميشد!

ولي الان اگه روزي بگذره و من آرام بخش و قرص قلب نخورم از درد سر و قلب جون ميدم.

خدا خودش به خير كنه!

تا اوايل تير،يا حق.

 

پ.ن:شوق رفتن نيست كس را در مسير،ورنه راه عشق آسان است و مقصد دور نيست.

نوشته شده توسط صامت در ساعت 11:47 بعد از ظهر | لینک  |